|
و از دور پیدا میشوی
Wanted: single F
برای علی اسماعیلی آنقدر نرم عاشقانه مینویسی برای دخترکت، که گاه احساس میکنم حسودی امانم را بریده... آنقدر که کودکانه من هم دلم میخواهد ..... من یک کودک 23 ساله ی حسودم، حسود این طور عاشقانه هایی که هیچ وقت نسرودند ....
کاش عکسی،خطی،شعری،نتی،آهنگی... کاش چیزی از وجودت را به نام من سند میزدی که من آن را در تمام این لحظه های نبودنت مغرورانه به رخ بی اعتمادی هایم میکشیدم،
تموم
می دونی... چشاش یه حالتیه! نمی تونی تو چشاش نگاه کنی و
دلت براش یه جوری نشه! یه حسی بهت دست می ده،یه جور مظلومیت خاص تو نگاهشه که در
عین اینکه دلتو آب میکنه نمی تونی هم در مقابلش دووم بیاری و حتما باید بپری بغلش دستت رو بزاری پشت گردنش و .... a sweat kiss من همیشه تو رویاهام اونو با یه لباس سبز تصور
میکنم....همیشه فکر کردم سبز ارتشی به اون
صورت بیبی فیسش یه حالت مردونه ی خاصی میده که میتونه بیشتر از اونچه که الان هست
طرفداراشو بکشه از فرط خوشتیپگینی بودن! اما نمی دونم این ترکیب زرد و طوسی چیه که
اصرار دارهمیشه بپوشه! اولین باری که رفتم خونش رو هیچ وقت یادم نمی ره! ذهن من پر
بود از هر چیزی که فکرش رو بکنی، توی کلم پر از به هم ریختگی بود ،پر بود از خاطرات!صداها،
بو های مختلف!رنگ های جور واجور..... و خیلی استرس داشتم.... استرس داشتم که وای
الان باید برم یه خونه ی مرتب و چقدر باید تمرکز کنم که جایی رو کثیف نکنم یا چیزی
رو به هم نریزم ، ولی اون خونه انگار بیشتر از هر چیزی تو این دنیا مال من بود! یه خونه ی شلوغ که پر بود از وسایل مختلف و به درد بخور یا
نخور،پر بود از بو، از رنگ از خاطره، از من ، از اون، فقط من و اون و دنیای
وارونمون! من الان نشستم پشت کامپیوتر و دارم از اون مینویسم، اونم
همین طور آروم و ساکت زل زده تو چشام، با اون چشاش! آخ با اون چشاش که نمی تونم در
مقابلشون مقاومت کنم! دستم و دراز میکنم
و دکمه ی on ِش رو میزنم! مثل همیشه وقتی روشن میشه یه چشمک ناز میزنه که دل آدم رو
می لرزونه! و من هی خاموش روشنش می کنم که هی بهم چشمک بزنه و من هی بوسش
کنم!
آه از این
احساس عمیق امان آنگاه که لب
هایت لب هایم را بی وساطت
دیدن در این سکوت در این خاموشی در این دنج
نمناک سحرگاهی هجا به هجا
می باراند و این چشم
های خیس و این مردمک
های عاشق و این نگاه
که از آن می گریزم دست هایم بی
اختیار به سمت قلبت پرواز می کنند
در فضای
بیکرانهی يک توهم، به رؤياهايم خيره شدهام، رؤياهايی که از من دورند، رؤياهايی
که از بس دورند، جسارت میکنند به آفرينندهشان دهنکجی کنند.
.................................2.2................................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!........................................ ina hameye harfaye man bud...............to ke un dooor shayadam kheili nazdik neshesty va mikhuni...........................in hame harfhaye anbashteye mano chejoori taghat miary o hich nemigi? dustam?khaharam?baradaram??eshgham?hamraham?khamkhaneam.....????????????????????????????............................................
|
About![]()
Home
|